تبليغاتX
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی ... - زنی که جارو میزد.

تصویر یه زن بود ...زنه خم بود و یه جارو دستی دستش بود...خیلی تند تند و با شتاب جارو میکرد ...خیلی گرد و خاک بلند میشد به هر حرکت جاروش...خیلی گرد و خاک و غبار تو اتاقک بود و زنه درست دیده نمیشد که کیه...فضا تیره بود...شاید واسه گرد و غبار و خاک و خلی که بلند میشد هی ...زنه خیلی تند تند جارو میکرد ...دقیق شدم ببینم کیه...نشد.

چیزی که خوب پیدا بود عبث بودن این کار بود...گرد و خاک به زمین مینشت دوباره ... و زنه جارو زنان دوباره به هوا میبردشون...

 به همسر جان گفتم...وقتی میخواستیم بخوابیم ... گفت کی دیدی؟ گفتم عصری ، وقتی سالادهارو درست میکردیم...

یعنی قضیه چی بود؟؟

 

» قدیما هر وقت کارمندای شهرداری را میدیدم که خیابونو جارو میکنن با خودم میگفتم این چه کار عبثی هست...

نوشته شده توسط  در ساعت 16:52 | لینک  |