پنجشنبه هفدهم بهمن 1387
لیدر یه تور سه روزه یه نفره شدی...آقای فلانی مسیر لندن...برگشتی...گفتم فلانی چجور آدمی بود؟؟ گفتی یارو خیلی قالتاق بود...گفتم یعنی چیکار میکرد؟ گفتی قالتاق بود! گفتم یعنی دخترباز؟ گفتی آره! بدجور! همه این تبلیغا هس فاحشه ها میچسبونن تو کیوسکای تلفن تو لندن ها...میکند شب میگف زنگ بزن نرخ بگیر...بگو بیان! نه ۳۰۰ پوند گرونه! چونه بزن! : )
چمدونتو که خالی میکردم چشم افتاد به فاکتور هتل...pay tv هم داشتین...
چرا دلم نمیلرزه اصن؟؟ چرا باورم نمیشه که ممکنه تو هم قاطیشون شی؟؟ قاطی اینا که سفر میکنن که بنوشن و بکنن؟؟
شاید همه راحتی خیال من واسه اون بوی خوبیه که شقیقه هات میدن..
نمیدونم!
» ننوشتم چون مهم بود... نوشتم چون بود.
نوشته شده توسط در ساعت 12:56 | لینک
|