دوشنبه چهاردهم بهمن 1387
نمیشه مامان خانمی تو تموم روزای این زندگی همیشه خندان و پرانرژی و قوی باشه... رسما نمیشه شده باشه که مامان خانمی هیچوقت دلش نگرفته باشه...خسته نشده باشه....دلش نخواسته باشه با خودش خلوت کنه ..نخواسته باشه زود بخوابه ،های های گریه کنه، فرار کنه ...نمیشه...
دارم به تنهایی عظیم مامانم فکر میکنم... و به اینکه تو تموم این سالها چقدر زندگی با تموم نامردیهاش نذاشته که به ما کمتر بدرخشته! هیچوقت...حتی یه روز!!
همیشه درخشیده...حتی تو تاریک ترین روزهای زندگی...
نوشته شده توسط در ساعت 15:7 | لینک
|
